عبدالقادر عثمان (۲۵ ساله) چهار سال پیش از سومالی به هلند آمد و از آن زمان در آمستردام زندگی میکند. مسیر او از مرکز پناهندگی تا مسکن پایدار در شهر، یکی از موضوعات کلیدی انتخابات شهرداری آمستردام در ۱۸ مارس ۲۰۲۶ را منعکس میکند: مسکن و ادغام تازه واردان.
من با عبدالقادر در استودیوی ۲۱ متر مربعیاش در ساختمانی در آمستردام-زوید، که عمدتاً دانشجویان در آن ساکن هستند، ملاقات میکنم. او خودش در رشته فناوری اطلاعات تحصیل میکند و به صورت پاره وقت در بخش لجستیک کار میکند. اتاق مشرف به ایستگاه RAI آمستردام است؛ او از پنجرهاش، تمام روز رفت و آمد قطارها را تماشا میکند، یادآور مداوم ارتباط و حرکت.
اتاق ساده اما با دقت مبله شده است: یک تخت یک نفره کنار دیوار، یک تلویزیون کوچک، یک میز تحریر جمع و جور با لپتاپش روی آن، و یک دسته دفترچه یادداشت مرتب. در آشپزخانه، وسایل آشپزخانه اساسی روی قفسهها چیده شدهاند. پس از سالها بلاتکلیفی، این اتاق برای عبدالقادر نمایانگر استقلال و کنترل است.
عبدالقادر میگوید: «وقتی برای اولین بار به آمستردام آمدم، ترسیده بودم. آمستردام شهر بزرگی است و من تنها بودم. نمیدانستم از کجا شروع کنم.» او مانند بسیاری از پناهندگان، ابتدا در یک مرکز پناهندگی اقامت داشت. بعداً، پس از دریافت اجازه اقامت، در یک برنامه اقامتی شرکت کرد و تقریباً پنج ماه از طریق Takecarebnb با یک خانواده میزبان هلندی زندگی کرد. در ابتدا، او مردد بود. «من اعلامیه را در دفتر دیدم، اما فوراً علاقهای نشان ندادم. تا زمانی که آژانس مرکزی پذیرش پناهجویان با من تماس نگرفت و من با خانوادهام مشورت کردم، موافقت کردم.»
گپ
این تجربه دیدگاه او را نسبت به جامعه تغییر داد. او میگوید: «در مرکز پناهندگی، احساس میکردم در شهر زندگی میکنم، اما هنوز خارج از آن بودم. بین من و شهروندان هلندی نوعی گسستگی وجود داشت.» گذراندن وقت با خانواده میزبان به او کمک کرد تا زبان هلندی خود را بهبود بخشد و جامعه را بهتر درک کند. «متوجه شدم که ما بیشتر از آنچه فکر میکردم به هم شبیه هستیم.»
عبدالقادر تقریباً دو سال و نیم است که در خانه فعلیاش در آمستردام-زوید زندگی میکند. او اجاره خانه را پرداخت میکند و ساختمان را با بسیاری از ساکنان جوان، از جمله دانشجویان، شریک است. او میگوید: «من اینجا احساس برابری میکنم. چه هلندی باشد و چه پناهنده، با همه به طور یکسان رفتار میشود. این به من حس تعلق میدهد.»
پیدا کردن مسکن پایدار عامل تعیینکنندهای در زندگی او بود. «در مرکز پناهندگی، نگرانی اصلی شما پیدا کردن خانه است. واقعاً نمیتوانید آیندهتان را برنامهریزی کنید. فقط وقتی این را پیدا کردید، انگیزهتان رشد میکند.» او ثبات را با ریشه داشتن در زمین مقایسه میکند؛ «باعث رشد شما میشود.»
واقعبینانه
با این حال، ابهامات همچنان پابرجاست. عبدالقادر در یک انجمن مسکن اجتماعی، سیستم تخصیص مسکن اجتماعی در منطقه، ثبت نام کرده است، اما او موقعیت خود را در لیست انتظار کاملاً درک نمیکند. او همچنین در مورد شرایط و مدت اجاره فعلی خود مطمئن نیست. “بعضی چیزها برای من کاملاً مشخص نیست، به خصوص اینکه چقدر میتوانم بمانم و تمدید اجاره چگونه انجام میشود.”
برای پناهندگانی که اجازه اقامت خود را در سال ۲۰۲۱ یا قبل از آن دریافت کردهاند، انتخابات پیش رو فرصتی برای تأثیرگذاری بر سیاستهای مسکن محلی فراهم میکند. عبدالقادر معتقد است که پناهندگان اغلب در بحثهای سیاسی به صورت منفی به تصویر کشیده میشوند. او میگوید: «ما به عنوان یک مشکل معرفی میشویم. اما در واقع میتوانیم بخشی از راهحل باشیم. بسیاری از پناهندگان جوان در حال تحصیل، کار و مشارکت هستند.»
وقتی از عبدالقادر پرسیده شد که آیا قصد رأی دادن دارد، پاسخ داد که طرفدار راهحلهای عملی است. او توضیح میدهد: «من حزبی میخواهم که واقعبین باشد و نه افراطی.» حزبی که بر نیازهای واقعی رأیدهندگان تمرکز کند. برای او، مسکن فقط جایی برای خوابیدن نیست. بلکه پایه و اساس توانایی تحصیل، کار و مشارکت در جامعه است. در اتاق ۲۱ متری او که مشرف به راهآهن است، آیندهای که زمانی دستنیافتنی به نظر میرسید، اکنون در حال شکلگیری است.
نویسنده: کامیران سعدون
عکاس: فاضل داوود
با تشکر از Takecarebnb
مسکن و تازه واردان در آمستردام
آمستردام با بحران بیسابقه مسکن روبرو است. با کمبود تخمینی ۳۵۰،۰۰۰ خانه در سراسر هلند، که بخش قابل توجهی از آن بر پایتخت تأثیر میگذارد، پیدا کردن آپارتمان بسیار دشوار شده است (remoters.io). طبق گفته WoningNet، لیست انتظار برای مسکن اجتماعی در بسیاری از مناطق به طور متوسط ۱۳ تا ۱۵ سال است.
علی جواد (۳۷ ساله) اهل لبنان است و اکنون در آمستردام زندگی میکند. او پس از طی مسیری دشوار در مراکز پناهندگی، مجوز اقامت خود را در سال ۲۰۲۱ دریافت کرد. سلامت روان برای او بسیار مهم است. او میگوید بدون مراقبت مناسب، کنترل زندگی از دستتان خارج میشود. اکنون او به دیگران کمک میکند و مردم را به رأی دادن تشویق میکند.
علی به دلیل چالشهای شخصی و اجتماعی از لبنان گریخت. در کشور خود، موسیقی و تئاتر خواند و پس از آن مدرک کارشناسی ارشد موسیقی درمانی گرفت. او به مدت شش سال با کودکان کار کرد و از طریق موسیقی به آنها حمایت روانی ارائه داد و به آسیبهای روحی آنها پرداخت. او میگوید: «این به من حس هدفمندی داد.»
اما در هلند، همه چیز متفاوت شروع شد. او در ماه مه ۲۰۱۹، پر از امید، به اینجا رسید. «شادی بود. با خودم فکر کردم: بالاخره دارم اینجا زندگیام را میسازم.»
واقعیت ضربه سختی به او زد. بعد از شش ماه، شوک از راه رسید. انتظار طولانی برای اقامت، جابجایی بین مراکز پناهندگی در بودل، واگنینگن و آرنهم. هر بار، او مجبور بود درمانگر خود را ترک کند و از جای دیگری شروع کند. علی میگوید: «این باعث قطع ارتباط شد. در درمان، روابط و اعتماد همه چیز هستند. اما من میدانستم: مدت زیادی در یک مرکز پناهندگی نخواهم ماند.» او احساس انزوا میکرد. «من هیچکس را در اطرافم نمیفهمیدم. مکالمات به سرعت رد و بدل میشدند، اما من کنار گذاشته شده بودم.»
زبان به مثابه دیوار
علی با هویت جنسیتی، اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ناشی از جنگ لبنان دست و پنجه نرم میکرد. «سال اول، هنوز قدرت داشتم. بعد از یک سال، ناامیدی به سراغم آمد.» زبان یک مانع بود: درمان به زبان انگلیسی سطحی به نظر میرسید. «من عربی، زبان مادریام، را میخواستم. مترجم برای دردهای حساس کمکی نمیکند.» درخواستها از سال ۲۰۲۲ به بعد متوقف شد. «به سختی مصاحبهای انجام شد. احساس میکردم بیفایده هستم.»
در آمستردام، او به آرامی حمایت پیدا کرد. با وجود زمان انتظار، پزشک عمومیاش او را به بیمارستان معرفی کرد. در بیمارستان OLVG، او تحت درمان EMDR (حساسیتزدایی و پردازش مجدد حرکات چشم) قرار گرفت، درمانی برای پردازش خاطرات ناخوشایند و آسیبزا. «این روش به من کمک زیادی کرد تا بهبود پیدا کنم.» او اکنون بیش از یک سال است که در Kaleidos، سازمانی که خدمات درمانی تخصصی برای افراد LGBTI ارائه میدهد، تحت درمان است.
BOOST Amsterdam به تکیهگاه او تبدیل شد: «نه درمان، بلکه فعالیتهایی مانند موسیقی و زبان. من با مردم ملاقات میکنم، احساس میکنم در خانه هستم.» او به عنوان یک داوطلب، ترجمه میکند، به ایمیلها کمک میکند و در گروههای موسیقی شرکت میکند. «من داستانهای آنها را درک میکنم: تنهایی، موانع زبانی، حس حقارت. همه ما آسیبهایی را با خود حمل میکنیم.»
به تغییر رأی دهید
علی میبیند که چگونه مشکلات سلامت روان مانع ادغام میشود. «تازه واردان تا زمانی که به زبان مسلط نشوند، احساس تنهایی میکنند. درمانگری که به زبان خودتان صحبت میکند، امید میدهد.» او از تغییر حمایت میکند. «باید درمانگرانی باشند که به زبان مادری مراجع صحبت کنند. این سیستم محدود به هلندی یا انگلیسی است.» برای شهرداری: مراقبتهای فرهنگیتر، لیستهای انتظار کوتاهتر.
سلامت روان، رأی علی را در انتخابات شهرداری تحت تأثیر قرار داد. در لبنان، او رأی نداد: «رأی من چه فرقی کرد؟» اینجا، این تغییر کرد. «وقتی احساس کردم بخشی از جامعه هستم، متوجه شدم: رأی دادن همه چیز را تغییر میدهد.» او به پناهندگان توصیه میکند: «کنجکاو باشید. بپرسید احزاب چه چیزی ارائه میدهند. رأی دادن شما را با فرهنگ پیوند میدهد.» برای علی، رأی دادن نشان دهنده بهبودی است. «با هم، مراقبت بهتری دریافت میکنیم. این حق و وظیفه ماست.»
نویسنده: هشام عرفات
عکاس: فاضل داوود
سلامت روان دارندگان وضعیت اقامت در آمستردام
بسیاری از پناهندگان دارای وضعیت پناهندگی در آمستردام با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکنند: ۴۰٪ با افسردگی، ۳۵٪ با اختلالات اضطرابی و ۳۳.۵٪ با اختلال استرس پس از سانحه ( GGD آمستردام، ۲۰۲۳ ). موانع زبانی و لیستهای انتظار، مانع از مراقبت میشوند. شهرداری در حال سرمایهگذاری در دورههای گروهی زبان هلندی است، اما ظرفیت کافی وجود ندارد. همچنین به درمانگران حساستر به فرهنگ نیاز است ( SCP، ۲۰۲۰ ).
شهرداری آمستردام طرحی را برای ارائه پشتیبانی روانی بهتر به دارندگان وضعیت اقامتی ( پارول، 2023 ) تصویب کرد تا مشکلات روانی جدی را کاهش داده و ادغام را بهبود بخشد.
این ویژه برنامه انتخاباتی با همکاری شبکه تازه واردان آمستردام (NNA) تهیه شده است. NNA توسط شهر آمستردام تأمین مالی میشود.
یودیت کیدان اهل اریتره است و از سال ۲۰۱۴ در آمستردام نیو-وست زندگی میکند. او در درجه اول جوانانی را که از اریتره به هلند میآیند، راهنمایی میکند و میبیند که چگونه زبان اغلب مانع ادغام آنها میشود.
یودیت برای بنیاد SEZO در پروژه ارونا کار میکند، که بر تازه واردان جوان از اریتره تمرکز دارد. این پروژه در زمینههای آموزش، ادغام و مشارکت پشتیبانی ارائه میدهد. کار یودیت در درجه اول شامل هدایت جوانان اریترهای به سمت اشتغال و مشارکت اجتماعی است. او میگوید: «برای بسیاری از جوانان، این اولین جای پای آنها در هلند است. آنها به کسی نیاز دارند که راه را به آنها نشان دهد و اعتماد به نفس را در آنها ایجاد کند.»
در ارونا، شرکتکنندگان دورههای مقدماتی زبان هلندی و دروس کامپیوتر را میگذرانند. این دروس به تازهواردان – از جمله جوانان مراکز پناهندگی – کمک میکند تا به سطح زبان A2 برسند و در آزمون ادغام قبول شوند. همچنین شرکتکنندگانی وجود دارند که چندین سال در هلند زندگی کردهاند اما هنوز به پشتیبانی بیشتری در مهارتهای زبانی نیاز دارند.
علاوه بر این، جوانان در دوره آموزشی رهبران جوان که بخشی از خدمات اجتماعی (MDT) است، شرکت میکنند. این برنامه موضوعاتی مانند سلامت روان، رسانههای اجتماعی، امور مالی، رهبری، الگوها و تصمیمگیری برای آینده را پوشش میدهد.
بیشتر جوانان در دهه بیست زندگی خود هستند. آنها اغلب به تنهایی از اریتره فرار کردهاند. خانواده، مذهب و جامعه نقش مهمی در زندگی آنها ایفا میکنند. اما به عنوان تازه وارد، آنها با چالشهایی در زبان و ادغام روبرو هستند.
پشتیبانی
بسیاری از جوانان هنوز در مراکز پناهندگی زندگی میکنند یا اخیراً مسکن پیدا کردهاند. آنها در تلاشند تا راه خود را در هلند پیدا کنند. در ارونا، آنها به زبان مادری خود پشتیبانی دریافت میکنند. به عنوان مثال، آنها با نامههای رسمی که نمیفهمند، میآیند. گاهی اوقات افرادی که مدتی است در هلند زندگی میکنند اما هنوز سوالاتی دارند نیز به ساعات ملاقات میآیند.
بنابراین نیاز به حمایت گسترده است. بسیاری از جوانان مشتاق کار هستند و ارونا به آنها کمک میکند تا شغلهای مناسب پیدا کنند و اولین رزومههای خود را بنویسند. پیدا کردن کار آسان نیست، به خصوص به دلیل موانع زبانی. یودیت توضیح میدهد: «زبان اغلب بزرگترین مانع است. بدون زبان، پیدا کردن کار دشوار است، اما همچنین احساس اعتماد به نفس در مکالمات یا آموزش نیز دشوار است.»
جوانان همچنین اغلب میخواهند درک بهتری از نحوهی عملکرد سیستم آموزشی هلند داشته باشند. ارونا هم پشتیبانی عملی و هم گفتگوهای شخصی ارائه میدهد. در حالی که جوانان، در اصل، میتوانند به مدارس یا سازمانهای دیگر نیز مراجعه کنند، اغلب دقیقاً نمیدانند به کجا مراجعه کنند.
قلمرو ناشناخته
یودیت میگوید در جامعه اریترهای، انتخابات شهرداریها واقعاً اهمیتی ندارد. بسیاری از تازهواردان در ابتدا بر بازسازی زندگی خود تمرکز دارند. مشارکت سیاسی اولویت کمتری دارد.
علاوه بر این، گاهی اوقات دانش کمی در مورد سیستم سیاسی هلند وجود دارد. در اریتره، رأی دادن بخش طبیعی زندگی روزمره نیست و این باعث میشود مفهوم انتخابات برای برخی ناآشنا باشد. عامل دیگر این است که مردم از فرصتهایی که در اینجا دریافت میکنند سپاسگزار هستند، که گاهی اوقات میتواند باعث شود کمتر از انتخابهای سیاسی انتقاد کنند.
به گفته یودیت، شهرداری میتواند برای ارائه اطلاعات به موقع و ساختارمند در مورد انتخابات، اقدامات بیشتری انجام دهد. اگر به مشارکت دموکراتیک به طور مداوم و نه فقط قبل از انتخابات پرداخته شود، به افزایش مشارکت کمک خواهد کرد. در حالی که بسیاری از جنبههای آموزش و ادغام در هلند به خوبی سازماندهی شدهاند، گاهی اوقات کمبود اطلاعات قابل دسترس وجود دارد.
علاوه بر این، زمان انتظار برای کلاسهای زبان طولانی است، در حالی که شروع سریع بسیار مهم است. یودیت میگوید: «به خصوص در ابتدا، مردم میخواهند پیشرفت کنند. اگر مجبور باشند مدت زیادی منتظر بمانند، این انگیزه میتواند از بین برود.»
والدین دارای فرزند اغلب برای درک سیستم آموزشی، مثلاً در مورد توصیههای مدرسه در آموزش ابتدایی و متوسطه، به پشتیبانی نیاز دارند. جلسات اطلاعرسانی به زبان مادری در این زمینه مفید خواهد بود. پشتیبانی از تکالیف درسی یارانهای برای فرزندان تازه واردان نیز تفاوت قابل توجهی ایجاد خواهد کرد، به خصوص برای والدینی که سواد کمی دارند یا زبان را به اندازه کافی خوب صحبت نمیکنند تا فرزندانشان را به درستی راهنمایی کنند. یودیت میگوید: «کار کردن روی کودکان، کار کردن روی آینده است.»
از آنجایی که آموزش برای رشد یک فرد بسیار مهم است، هنگام رأی دادن یک مسئله کلیدی است. توصیه یودیت به رأیدهندگان ساده است: از حق رأی خود استفاده کنید، بر اساس آنچه برایتان مهم است انتخاب کنید و اطلاعات کافی داشته باشید. «اگر چیزی را نمیفهمید، بر اساس حقایق – نه نظر کسی – توضیح بخواهید.»
نویسنده: اشرف سهلی
عکاس: فاضل داوود
از زمان تصویب قانون ادغام مدنی در سال ۲۰۲۲، شهرداریها مسئول ارائه آموزش زبان به پناهندگان دارای وضعیت پناهندگی به عنوان بخشی از فرآیند ادغام بودهاند. برای بسیاری از پناهندگان، سطح مهارت زبانی B1 نقطه شروع است، سطحی که برای اکثر برنامههای آموزش حرفهای متوسطه مورد نیاز است. بسته به توانایی یادگیری فرد، ممکن است مسیر یادگیری متفاوتی دنبال شود.
معمولاً پناهندگانی که وضعیت پناهندگی دارند، به محض اینکه خانهای برای خود تهیه میکنند، روند ادغام را آغاز میکنند. در آمستردام، چندین سال است که پناهندگانی که هنوز در مرکز پناهجویان زندگی میکنند نیز توانستهاند برنامه ادغام را آغاز کنند.
سئاره تافر (۶۳ ساله) اهل اتیوپی است و اخیراً به آمستردام نقل مکان کرده است. او پس از بیش از دو سال زندگی در هلند، در سال ۲۰۲۵ مجوز اقامت خود را دریافت کرد. از آن زمان، او به دنبال کار بوده است، که آن را یک ضرورت اساسی میداند.
سیر به دلیل مشکلات سیاسی و درگیریهای قومی از کشورش فرار کرد. او به تیگرینیا، یک گروه اقلیت بزرگ در اتیوپی، تعلق دارد. قبل از اینکه اوضاع خطرناک شود، او بیش از سی سال در تصویربرداری پزشکی، ابتدا به عنوان رادیوگرافی و بعداً به عنوان تکنسین رادیولوژی پزشکی (MRT) کار کرد. به دلیل کمبود رادیولوژیست، او عکسبرداری با اشعه ایکس، سونوگرافی، سی تی اسکن و ام آر آی انجام داد و همچنین خدمات تشخیصی ارائه داد.
در هلند، تمرکز اصلی او بر امنیتش بود. او اکنون سه ماه است که در آمستردام زندگی میکند و در حال یادگیری زبان است. او سطح A1 را به پایان رسانده است؛ امسال سطح A2 را شروع کرده است. او تا حد امکان با گوش دادن، صحبت کردن و ملاقات با مردم تمرین میکند.
اما پیدا کردن کار همچنان دشوار است. سیر میگوید: «زبان بزرگترین مانع است.» و همه مشاغل برای سن یا شرایط جسمی او مناسب نیستند. بلند کردن اجسام، خم شدن یا ایستادن زیاد بسیار طاقتفرسا است. او در حال حاضر یک دوره شش ماهه آشپزی و پذیرایی را میگذراند – اما علاقه او در زمینه خودش است.
شخص تماس
سیر در حالت ایدهآل دوست دارد به عنوان دستیار رادیوگرافی کار کند. «من سطح خودم را میدانم. و اینکه یک تکنسین اجازه تشخیص در اینجا را ندارد. من کاملاً خوشحال میشوم که کمک کنم.»
اما کار در بیمارستان مستلزم تسلط کامل به زبان هلندی است. اگرچه دیپلم آموزش عالی حرفهای (HBO) او در هلند به رسمیت شناخته میشود، اما ثبت رسمی حرفهای او هنوز در انتظار است.
او هنوز منتظر رابط خودش است. در مرکز پناهجویان، COA (آژانس مرکزی پذیرش پناهجویان) به او کمک کرد تا (به زبانهای تیگرینیایی و امهری) ترجمه کند و کار پیدا کند، اما او شماره خدمات شهروندی (BSN) یا اجازه اقامت نداشت که مانع بزرگی بود. حالا که هر دو را دارد، مشکل زبان است.
یک فرد رابط میتواند گزینههایی مانند کارآموزی داوطلبانه در بیمارستان به مدت یک یا دو روز در هفته را به او نشان دهد. «من میخواهم تجربه کسب کنم. کار داوطلبانه به دیگران کمک میکند و رایگان است.»
وابسته نیست
سیر چیزی بیش از ادغام و مشارکت نمیخواهد. و کار برای این امر ضروری است. “کار سلامت است. کار شما را تیزهوش نگه میدارد. کار انرژی است. مثل اکسیژن یا آب است.” او ترجیح میدهد کار کند تا اینکه به مزایا متکی باشد، حتی اگر بتواند مخارج زندگیاش را تأمین کند. “من نمیخواهم وابسته باشم. میخواهم به سالمندان کمک کنم یا برای پناهندگان ترجمه کنم.”
سیر به عنوان ساکن، واجد شرایط رأی دادن در انتخابات شهرداری در ۱۸ مارس ۲۰۲۶ است. او اطلاعات کمی در مورد جزئیات دارد، اما اصول آن برایش روشن است. او این را با این ضربالمثل مقایسه میکند که اگر همه جلوی خانه خود را تمیز کنند، تمام خیابان تمیز خواهد شد. «رأی همه ارزشمند است، زیرا با هم میتوانیم به چیزی دست یابیم. به همین دلیل است که من رأی دادن را هم حق و هم وظیفه خود میدانم.» رأی او به حزبی تعلق خواهد گرفت که برنامههای قوی برای تازه واردان و مشاغل دارد.
نویسنده: هشام عرفات
عکاس: فاضل داوود
کار برای دارندگان وضعیت اقامت در آمستردام
در آمستردام، ۳۶٪ از پناهندگان دارای وضعیت پناهندگی در سال ۲۰۲۳ مشغول به کار با حقوق بودند – بیشتر از بسیاری از شهرهای دیگر و بالاتر از میانگین ملی (Refugee Monitor 2025, Research and Statistics Amsterdam). با این حال، از هر سه نفر، دو نفر هنوز شغلی ندارند. شهرداری از طریق مدیران پرونده، جویندگان کار و برنامه مشارکت و زبان (تا آوریل ۲۰۲۶) مربیگری شخصی ارائه میدهد. این امر به مهارتهای زبانی، تجربه کاری و مشارکت کمک میکند. یک برنامه آزمایشی (از سال ۲۰۲۵) در حال انجام است تا به پناهجویان کمک کند سریعتر کار پیدا کنند. رأیگیری در ۱۸ مارس ۲۰۲۶ میتواند منجر به بودجه بیشتر و پشتیبانی بهتر از فرصتهای زبانی و شغلی شود.
جفیاس مونداوارو (۶۰ ساله) یک مهندس حرفهای اهل زیمبابوه و مدرس سابق دانشگاه است. اما با وجود تلاشهای فراوان، او نمیتواند از دانش خود در اینجا استفاده کند.
جفیاس خود را «هنوز یک معلم» مینامد، هرچند سالهاست که تدریس نکرده است. او میگوید: «شما هویت خود را از دست نمیدهید.» او در دانشگاه زیمبابوه، دانشگاه ژوهانسبورگ و دانشگاه آدیس آبابا تدریس میکرد. در زیمبابوه، او همچنین رئیس اتحادیه اساتید دانشگاه بود و به سازماندهی تظاهرات برای بهبود شرایط کاری کمک کرد. او میگوید که دستگیر، مورد حمله قرار گرفته و در جنگلی بیهوش رها شده است. کمرش از سه ناحیه شکسته است. او هنوز هر چهار ماه یکبار در آمستردام تحت درمان پزشکی قرار میگیرد.
یفیاس هفت سال است که در مراکز پناهندگی و مسکنهای موقت زندگی میکند. او قبل از ورود به آمستردام در آیندهوون و رورموند اقامت داشت. پس از ترک یک پناهگاه شبانه، بیخانمان شد. با وجود مدارک تحصیلیاش، از جمله تحصیلات تکمیلی در زمینه انرژی خورشیدی در هلند، برای دریافت اجازه اقامت و در نتیجه یافتن کار تلاش کرد. پس از رد درخواست پناهندگی، مدتی به عنوان مهاجر بدون مدرک در هلند زندگی کرد. در نهایت، با حمایت کمیته همبستگی آمستردام برای پناهندگان (ASKV)، توانست به روند پناهندگی بازگردد. او اکنون در یک مرکز پناهندگی در آمستردام زندگی میکند.
او به آرامی میگوید: «زندگی روزمرهام وحشتناک است. همیشه سرم شلوغ بود و باید صدها تکلیف را تصحیح میکردم. حالا بیدار میشوم، غذا میخورم، میخوابم. زندگیام کاملاً متوقف شده است.»
افتخار
بدون اجازه اقامت، برای جفیاس دشوار است که به حرفه خود ادامه دهد. اگرچه او مدارک هلندی دارد و به عنوان متخصص انرژی خورشیدی ثبت شده است، کارفرمایان میگویند که او به مجوز نیاز دارد. او میگوید: «آنها میگویند که من میتوانم در یک سوپرمارکت نظافت کنم. اما من یک مهندس هستم. من به حرفهام افتخار میکنم.»
او هفتهای ۱۴ یورو دریافت میکند که باید از آن برای پوشش هزینههای حمل و نقل و شخصی استفاده کند. او میگوید: «من قبلاً معادل ۵۰۰۰ یورو در ماه درآمد داشتم. این تحقیرآمیز است.»
و فقط بحث پول نیست. جفیاس هفت سال است که خانوادهاش را ندیده است. او عروسی پسر و دخترش را از دست داده است. این بلاتکلیفی همچنین بر سلامت روان او تأثیر گذاشته است. او در حال حاضر در یک مرکز تروما در آمستردام تحت رواندرمانی است و قرص خواب مصرف میکند. «شما مدام فکر میکنید، آیا من هرگز از این وضعیت خلاص خواهم شد؟»
مشارکت
جفیاس معتقد است که پناهجویان و مهاجران بدون مدرک اغلب در بحثهای سیاسی شنیده نمیشوند. او میگوید: «اگر به عنوان پناهنده به اینجا بیایید، زندگیتان متوقف میشود. برای یک مهندس، اگر آنها را عقب نگه دارید، فناوری به توسعه خود ادامه خواهد داد. همگام شدن با آنها دشوار میشود.»
بنابراین، سیاستهای محلی در مورد پذیرش پناهندگان و حمایت از مهاجران بدون مدرک، موضوعات مهمی برای انتخابات شهرداریهای آینده هستند. شهرداریها مسئول پناهگاههای اضطراری، حمایت اجتماعی و دسترسی به مراقبتهای بهداشتی اولیه هستند. به گفته جفیاس، مشارکت بیشتری لازم است. او میگوید: «مردم نمیدانند ما که هستیم. اما ما میتوانیم مشارکت کنیم. میتوانیم به توسعه بیشتر آمستردام کمک کنیم.»
جفیاس هنوز کلیدهای دفتر دانشگاه قدیمیاش در زیمبابوه را دور گردنش دارد. او هفت سال است که آنها را نگه داشته است. او در حالی که آنها را نشان میدهد میگوید: “ارزش معنوی دارند. آن دفتر زندگی من بود. من هنوز معتقدم که زندگی میتواند برگردد.”
در شصت سالگی، تقریباً شصت و یک سالگی، او خود را یک مبارز مینامد. او از نلسون ماندلا نقل قول میکند: «راهی طولانی تا آزادی وجود دارد.» برای جفیاس، آن راه ادامه دارد – این بار در آمستردام.
نویسنده: کامیران سعدون
عکاس: فاضل داوود
مهاجران بدون مدرک در آمستردام
طبق گزارش بازرس ویژه، بین ۱۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ فرد بدون مدرک در آمستردام زندگی میکنند. این یک تخمین تقریبی است، زیرا آنها به ندرت توسط مقامات دیده میشوند. بسیاری از آنها عمداً تا حد امکان از ترس اخراج، نامرئی زندگی میکنند. مهاجران بدون مدرک از مزایای اجتماعی منظم برخوردار نیستند، اما طبق قانون هلند به مراقبتهای پزشکی ضروری دسترسی دارند.
دولت فعلی میخواهد «اقامت غیرقانونی» را جرمانگاری کند. این طرح هنوز نیاز به تصویب سنا دارد. اکثریت احزاب در شورای شهر آمستردام طرحی را تصویب کردهاند که در صورت تصویب این قانون، آن را اجرا نخواهند کرد.
وفا العطاس (۴۷ ساله) یک تولیدکننده خلاق در بخش فرهنگی است. او اصالتاً اهل یمن است و از سال ۲۰۱۵ در آمستردام نیو-وست زندگی میکند. او در کارش تضمین میکند که جایی برای فرهنگ اصیل مهاجران وجود دارد.
وفا درباره آثارش میگوید: «برای من، فرهنگ فقط موسیقی و هنر نیست، بلکه مجموعهای از اصول، اخلاق و قراردادهای اجتماعی است. هنر وسیلهای برای بیان این کل است، راهی برای انتقال پیام و تجسم ارزشها.»
به عنوان مثال، او به مهماننوازی اشاره میکند که در هر فرهنگی به شیوهای متفاوت اجرا میشود. مهماننوازی اساساً به معنای احترام به غریبه است، یعنی استقبال از کسی که با شما متفاوت است. در برخی فرهنگها، مهمان پادشاه و مورد احترام است – نه فقط به عنوان یک رسم اجتماعی، بلکه به عنوان یک ارزش اخلاقی عمیقاً ریشهدار.
اما شناخت یکدیگر نیازمند صبر و تمایل به کاوش در یکدیگر بدون قضاوت است. ایجاد فضایی امن برای مواجهه زمان میبرد. وفا میگوید: «از این نظر، روش تعامل ما با دیگران نیز نوعی هنر است که فرهنگ و ارزشهای ما را منعکس میکند.»
گفتگو
در آثار او، صدای دیگران الهامبخش است و فضایی برای شنیدن و گفتگو ایجاد میکند. «ما فقط یک اجرا خلق نمیکنیم، ما یک تجربه خلق میکنیم.»
از آنجایی که فرهنگ نقش مهمی در ایجاد ارتباطات ایفا میکند، وفا معتقد است که مهم است سیاستها بر تضعیف فرهنگ اصلی مهاجر تمرکز نکنند – این کار فقط روند ادغام را مختل میکند. و یکی از اجزای کلیدی فرهنگ اصلی، زبان است. «یکی از مشکلاتی که تازهواردان اغلب با آن مواجه هستند، کمبود اطلاعات است. این اطلاعات اغلب در درجه اول به زبان هلندی در دسترس است. وقتی ارتباط دشوار باشد، حس فاصله ایجاد میشود.»
این نکته مهمی را در مورد مشارکت شهروندان، مانند انتخابات یا جلسات محله مطرح میکند: اگر از مردم خواسته شود که در این امر مشارکت کنند، روشهای مشارکت باید برای همه قابل دسترسی و قابل فهم باشد. «اگر اطلاعات به زبانهای مختلف یا واضحتر ارائه شود، میتواند این حس را در تازهواردان تقویت کند که آنها واقعاً بخشی از فرآیند تصمیمگیری هستند.»
حالا، از تازهواردها که با چمدانهایی پر از تجربه و دانش از راه میرسند، خواسته میشود طوری رفتار کنند که انگار دیگر هیچکدام از اینها مهم نیست. شکاف حاصل، یکی از نقاط کانونی هنری وفا است.
در آثارم، تجربیات مربوط به ادغام را به صورت هنری به تصویر میکشم، با این هدف که آنها را در جامعه هلند بیشتر نمایان کنم. به این ترتیب، سعی میکنم آگاهی از مسئولیت خودشان در مورد ادغام را نیز افزایش دهم و به عنوان مثال، فضاهایی ایجاد کنم که در آن جایگاه «مهمان» از کسی که دائماً از او خواسته میشود تا سازگار شود، به کسی که دانش و تجربه را با خود به ارمغان میآورد و میتواند جامعه را به طور کلی غنی کند، تغییر کند.
نقاط کور
شهرداری در حال انجام اقداماتی برای تشویق تعامل بین افراد با پیشینههای مختلف است، اما برخی «نقاط کور» نیز وجود دارد. این امر از این واقعیت آشکار میشود که برخی از مشکلات نسل به نسل تکرار میشوند.
وفا میگوید: «کلید حل این مشکل ممکن است در بازاندیشی خودِ مفهوم ادغام باشد. آیا ما با درخواست از دیگران برای سازگاری شروع میکنیم، یا آنها را به عنوان شرکای کامل جامعه میپذیریم؟» تا زمانی که این بنیان مورد بازاندیشی قرار نگیرد، حتی با تلاشهای خیرخواهانه، نتایج محدود خواهد ماند.
وقتی از او پرسیده میشود که آیا رأی خواهد داد، پاسخ میدهد که نمیتوانیم تسلیم شویم. اگر رأی ندهیم، کاستیهای سیستم بدتر خواهد شد و به ضرر گروههای آسیبپذیر فرهنگی و اجتماعی خواهد بود.
من به انتخاب افراد اعتقاد دارم، نه احزاب. وقتی افراد دوراندیش به قدرت میرسند و با هم کار میکنند، میتوانند واقعیت را به سمت بهتر شدن تغییر دهند.
نویسنده: اشرف سهلی
عکاس: فاضل داوود
آمستردام از نظر فرهنگی بسیار غنی است. موزهها، تئاترها و مکانهای اجرای موسیقی زنده متعددی در آن وجود دارد. بسیاری از مؤسسات فرهنگی در شهر و همچنین هنرمندان مستقل، از شهرداری حمایت مالی دریافت میکنند. احزاب سیاسی در مورد میزان بودجهای که شهرداری باید برای فرهنگ هزینه کند و اینکه کدام جلوههای فرهنگی مهم تلقی میشوند، نظرات متفاوتی دارند. میتوانید اطلاعات بیشتر در مورد مواضع آنها را در بیانیههای انتخاباتیشان بخوانید.